فراز و نشیب زندگی مرحوم شاهرخ ظهیری؛ از اخراج توسط اشرف پهلوی تا تاسیس مهرام

مرحوم شاهرخ ظهیری امروز در سن ۸۹ سالگی درگذشت. شاید بسیاری ندانند این فعال خوشنام صنعت غذا و نوشیدنی که پایه‌گذار یکی از معروف ترین برندهای صنعت غذایی کشور است، چه زندگی کاری پر فراز و نشیبی را سپری کرده است.

کد خبر : 36304 تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۱/۲۲ - ۲۱:۴۶

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نوش آنلاین آقای شاهرخ ظهیری بنیانگدار برند معروف مهرام در صنایع غذایی و نوشیدنی کشور بود و صبح امروز در منزل خودش درگذشت. ظهیری همچنین بنیانگذار و موسس شرکت‌هایی دیگری سرکه وردا، آب معدنی زلال و… بود. مراسم وداع با این فعال صنعت غذا و نوشیدنی روز جمعه ۲۳ فروردین ساعت ۱۰ صبح در آرامگاه خانوادگی کمالی یزدی شماره ۱۲۹۵ جنب قطعه هنرمندان بهشت زهرا  است. همچنین مراسم ترحیم شاهرخ ظهیری  روز دوشنبه ۲۶ فروردین در مسجد جامع شهرک غرب در میدان صنعت برگزار می‌شود.

نگاهی به زندگی مرحوم ظهیری

برخی مرحوم ظهیری را پدر صنایع غذایی ایران می دانند. ظهیری متولد سال ۱۳۰۹ در ملایر بود و وقتی که ۲ سال داشت خانواده او به تهران مهاجرت کردند و وقتی ۴ سال داشت به خاطر شغل پدر، به مدت ۱۲ سال به قم رفتند.

ظهیری، در تابستان سال ۱۳۲۸ شمسی پدرش را از دست داد و با مدرک پنجم دبیرستان قدیم، برای امرار معاش خود و خانواده به عنوان معلم استخدام شد. در کنار فعالیت آموزشی به عنوان معلم، کار در بازار و بخش خصوصی را به طور همزمان دنبال کرد. ظهیری، سال دوم تحصیل در دانشکده حقوق را می گذراند که از اداره فرهنگ قم درخواست انتقال به تهران را داد. اما به جای انتقال به تهران به شهرستان کرج منتقل و در یکی از دبیرستان های کرج به تدریس تاریخ و ادبیات مشغول شد. حال حقوق ماهانه او ۱۵۰ تومان بیشتر شده بود. حقوق بازنشستگی پدر و درآمدی که از محل کامیون حمل بار به دست می آمد مجموع درآمد خانواده را در آن زمان به ماهی ۶۰۰ تا ۷۰۰ تومان رسانده بود. این درآمد ۷۰۰ تومانی زندگی خوب و مرفه ای برای خانواده ظهیری در دهه ۳۰ به ارمغان آورده بود.

هدایت خودروهای وارداتی به تهران

در دهه ۳۰ خورشیدی، هنوز خط مونتاژ خودروی پیکان توسط برادران خیامی در ایران به راه نیفتاده بود. بنابراین خودروهای مورد نیاز کشور از آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه و برخی کشورهای اروپایی وارد ایران می شد. ترخیص خودروهای سواری که توسط شرکت ماشین آلات فلاحتی وارد گمرک خرمشهر می شد برعهده شاهرخ ظهیری بود. مراحل ارسال این خودروها به تهران نیز روش خاصی داشت که ظهیری خود مسوول آن بود. خودروهای سواری به صورت کاروانی توسط راننده هایی که برای آنها در نظر گرفته می شد، راهی تهران می شدند. ظهیری در این باره می گوید: «من سوار بر یک خودرو و در پیشاپیش کاروان خودروها به راه می افتادم. سرعت حرکت خودروها از ۱۰ کیلومتر در ساعت شروع می شد و از نیمه راه تا تهران به حدود ۸۰ کیلومتر در ساعت می رسید. راننده ها محلی و اهل همان خرمشهر بودند. خرمشهری ها به کسی که با خودرو در پیشاپیش کاروان حرکت می کرد »شیخ کانوو« می گفتند که کلمه کانوو در زبان محلی معادل همان کلمه convoy انگلیس و شیخ هم به معنی رئیس و پیشقراول کاروان بود.»

 اخراج از کاخ اشرف
یکی دیگر از کارهای شاهرخ ظهیری در شرکت مهکشت علاوه بر اداره شرکت، این بود که به عنوان منشی مخصوص مهدی بوشهری شوهر اشرف پهلوی تعیین شد. بوشهری از کودکی در فرانسه تحصیل کرده بود و در آن کشور اقامت داشت، هرچند به زبان فارسی صحبت می کرد اما سواد نوشتن و خواندن به زبان فارسی را نداشت،بنابراین ظهیری برای انجام امور اداری و مکاتبات بوشهری درکنار او قرار گرفت. یکی از وظایف ظهیری در آن برهه، رساندن چک ها و گزارش نامه های مالی به بوشهری برای امضا بود، به همین خاطر کارت مخصوصی برای ورود به کاخ او و اشرف پهلوی که در سعدآباد مستقر بود، صادر شده بود. ظهیری خاطره تلخی از آن دوران دارد: «در یکی از روزها حدود ساعت ۱۰ صبح بود که من روی مبلمان طبقه همکف کاخ در انتظار بوشهری نشسته بودم. به ناگاه متوجه شدم که اشرف از پله ها پایین می آید. او تا چشمش به من افتاد گفت: شما کی هستید و اینجا چه کار می کنید؟ گفتم من معاون آقای بوشهری هستم و کارهای امضایی را خدمت شان آورده ام. گفت: با چه مجوزی وارد کاخ شده اید؟ من کارت مخصوص را به ایشان نشان دادم. گفت: این منزل شخصی است نه اداره! غلط کرده اید که وارد منزل من شده اید! کارت را از من گرفت و به سربازان نگهبان که مسلح بودند دستور داد مرا از کاخ اخراج کنند.» ظهیری جوان و پرغرور با این برخورد دیگر هیچگاه به شرکت ماه بازنگشت اما دست از فعالیت نیز نکشید. او بلافاصله در شرکت آفتاب شرق در خیابان فردوسی که متعلق به محلوجی ها (اکبر، اصغر، خلیل) بود، به سمت مدیر فروش تراکتورها مسی فرگوسن انگلیس منصوب و مشغول به کار شد. اما دست تقدیر، سرنوشت دیگری را برای او رقم زد. با آمدن سرلشکر ریاحی به وزارت کشاورزی، سیاست های دولت وقت درخصوص تهیه و تامین ماشین آلات کشاورزی دستخوش تغییر شد. به اینگونه که وزارت کشاورزی قراردادی برای ساخت تراکتور با کشور رومانی منعقد کرد و به این ترتیب اولین کارخانه تراکتورسازی در تبریز راه افتاد. بعد از تاسیس این کارخانه، کسب و کار شرکت آفتاب شرق که در کار واردات تراکتور و سایر ماشین آلات کشاورزی بود کساد شد. پس از آن بود که ظهیری به کار دولتی روی آورد.

خاطره از سازمان برنامه و بودجه شاهنشاهی

جالب است بدانید که مرحوم ظهیری لیسانس حقوق گرایش اقتصاد از دانشگاه تهران داشت. وی همچنین سابقه فعالت در وزارت آموزش و پروش و فعالیت در سازمان برنامه و بودجه به عنوان ذی حساب را در کارنامه داشت. فعالیت وی در این سازمان بسیار مورد توجه بود. خود ایشان در جایی نقل کرده‌اند:«من ذیحساب قدری بودم. در جاهایی که مسائل مالی مطرح بود فساد مالی هم وجود داشت. من اهل رشوه دادن و رشوه گرفتن نبودم. چک و پول، در دست من بود. اگر طرف قرارداد می آمد و پولش را می خواست باید چیزی به عنوان رشوه می داد تا کارش را زودتر انجام بدهند. اما من اهل این صحبت ها نبودم. مبلغ قرارداد هر چه بود چک آن را می نوشتیم و به او می دادیم.

در گیلان پروژه ها خوابیده بود. طرح های سازمانی سد سپیده رود و تونل آب بر فومن، خوابیده بود. یعنی وزارت نیرو یا وزارت آب و برق آن زمان، با سازمان برنامه تسویه حساب نکرده بود. وقتی ما را فرستادند شب و روز کار کردیم و تسویه همه را گرفتیم. در سازمان برنامه هم به عنوان یک ذیحساب خیلی خوب، گل کردیم. بعد به من به عنوان ذیحساب گفتند که به مشهد بروید.

شاه به مشهد رفته بود ولی دیده بود که کارها انجام نشده است. بیمارستان ها و تونل های ارتش که مخفیگاه بود و راه تایباد به افغانستان و همه طرح های عمرانی، خوابیده بود. من وقتی از گیلان به تهران برگشتم می خواستم یک کار در بخش خصوصی شروع کنم و کار دولتی را دوست نداشتم.

خلاصه سازمان برنامه گفتند نمی شود و اعلیحضرت ناراحت شده اند و فلان شده. من گفتم اعلیحضرت که من را نمی شناسد که شما به طور مکرر می گویید اعلیحضرت. گفتم خب اعلیحضرت ناراحت شده اند افرادی دیگر را بفرستید. گفتند نمی شود و شما باید به مشهد بروید.

با برخی امتیازاتی که دادند، ناچار شدم به مشهد بروم و کارها را به طور شبانه روزی انجام دادم. فقط به عشق این که به تهران برگردم. تقدیر نامه هم دادند. همه اسناد و مدارک این موضوع در کتابی که اتاق بازرگانی برای ما چاپ کرد منتشر شده است. کارها را تمام کردم و می خواستم به تهران برگردم. تمام مدیران کل مشهد که ما با هر کدام از آنان یک طرح داشتیم و مثلا تیمساری در لشگر ۷۷ خراسان بود و پول تونل های تاسیس شده در کوه ها برای ارتش را پرداخت کرده بودیم یا راه تایباد به سرانجام رسید یا دانشگاه و بیمارستان امام خمینی الان(با نام سابق شهنار پهلوی)، به استاندار خراسان نامه نوشته بودند که نگذارید ظهیری برود.

بعدا من نزد استاندار خراسان رفتم و گفتم اجازه مرخصی بدهید که گفت نه کجا می خواهید بروید. گفت من یک زمین ۱۵۰ هکتاری در جاده احمدآباد مشهد برای کار تولیدی به شما می دهم، یک قبر هم در صحن حرم امام رضا(ع) به شما می دهم و جزو خدام افتخاری حرم می شوید. می گفت با این شرایط دیگر نروید. من گفتم آقای استاندار واقعیت امر این است که اصلا دوست ندارم در کار دولتی فعالیت کنم.

استاندار گفت تو آتیه بسیار خوبی داری. برای چه دوست نداری در کار دولتی باشی. گفتم آدم در کار دولتی ابتکار ندارد و مسئول مافوق می نویسد طبق مقررات اقدام شود و فلان. با توضیحات مفصلی که ارائه دادم گفتم آقای استاندار کسی فکر ابتکاری برای این که کار را بهتر انجام بدهد ندارد. این است که من از محضرتان تقاضا می کنم موافقت کنید که بروم. گفتم اصلا نمی خواهم در دستگاه دولتی بمانم.»

 پایه گذاری مهرام

به باور برخی کارشناسان و فعالان صنایع غذایی بزرگ‌ ترین خلاقیت مرحوم شاهرخ ظهیری با مهرام تولید سس مایونز بود که برای اولین به طور گسترده در ایران تولید شد و مصرف کنندگان خاص خودش را پیدا کرد.

درباره نحوه شرکت تاسیس مهرام توسط مرحوم ظهیری نقل شده است که وی مدیر شرکت مه‌ کشت شد که کار تجارت و واردات تراکتور و کمباین را داشت. در نهایت مرحوم ظهیری به دلیل برخی مشکلات تصمیم گرفت در کنار کارهای ساختمانی، نیروگاهی، برق و غیره در صنایع غذایی نیز وارد شود و یک شرکت صنایع غذایی تاسیس کنند. آنها در فکر تأسیس بودند و نام آن را نیز انتخاب کرده بودند که کارگروه مه به هم خورد و بیرون آمدند. سپس تصمیم گرفتند ایده تأسیس این شرکت را خودش دنبال کند و همراه یک شریک دیگر  مهرام را با یک میلیون تومان سرمایه تأسیس کرد.

خود مرحوم ظهیری درباره تاسیس برند مهرام گفته بود:«این که اصلا چطور ما وارد کار غذایی شدیم، یک تاریخچه قبلی دارد. اینگونه نیست که من شب خوابیده باشم و صبح گفته باشم کارخانه غذایی راه اندازی کنم و اسم آن را مهرام بگذارم. ما در سال ۱۳۴۹ از وزارت صنایع مجوز تاسیس کارخانه مهرام را در شهر صنعتی البرز قزوین گرفتیم. دفتر شرکت هم در خیابان سعدی تهران بود. ما برنامه ریزی کردیم و با یکی از شرکا که علاقه مند بود با ما همکاری داشته باشد این کار را شروع کردیم.

غفلتی که اتفاق افتاد و ناشی از عدم تجربه بود، این بود که ما به توصیه یکی از بستگان که در آمریکا بود، محصولی را در برنامه شرکت مهرام گذاشتیم که شناخته شده نبود. او توصیه کرد که فلانی الان انواع سس، در آمریکا پر طرفدار است و در ایران هم تولید نمی شود. گفت شما کارخانه سس تاسیس کنید.

ما بدون این که تجربه ای برای تولید داشته باشیم و برای تولید، اول بازاریابی کنیم و ببینیم این جنس آیا بازار دارد یا ندارد و آیا آن را می خرند یا نمی خرند، موافقت های تولید آن را گرفتیم و شرکت را راه انداختیم. روزی که تولید کردیم و جنس آماده شد باید به بازار می رساندیم. تازه متوجه شدیم اصلا کسی در ایران نمی داند که سس چه هست و اصلا کسی نمی داند چگونه باید آن را خورد و مصرف آن به چه صورت است.

حالا فکرش را بکنید که چقدر باید خلاقیت به خرج می دادیم تا این محصول جدید را به فروش برسانیم و آنقدر بازار را بزرگ کنیم که یک کارخانه را به ۵ کارخانه برسانیم.

ما رفته رفته ذائقه سازی کردیم و اول فقط سس مایونز تولید کردیم و بعد هم چهار نوع سس دیگر. یعنی سس فرانسوی، سس ایتالیایی، سس روسی و سس ساندویچ. حالا در ادامه گفت و گو به روش هایمان می پردازم.»

 داستان نام گذاری مهرام

مرحوم ظهیری گفته است:«آن روز که اسم مهرام را انتخاب کردیم به نیت این نبود که ماه را رام می کند. به این نیت بود که مثل اسم سایر شرکت های هلدینگ آقایان یعنی مه کشت، ماه موتور، ماه ساز و ماه یار، در اسم شرکت جدید هم، کلمه ماه وجود داشته باشد. به این دلیل اسم آن را مهرام گذاشتیم.

اتفاقا اسم خوبی هم بود. برای این که از نظر تلفظ و آرامش و آمدن در ذهن، خیلی اسم نرمی است. بنابراین وقتی شرکت مهرام در صنعت غذایی موفق شد این اسم بود که غذا را بلعید و گرفت و معروف شد.»

مهرام در قفسه فروشگاه های آمریکایی

داستان صادرات محصولات مهرام به آمریکا نیز شنیدنی است. در آن زمان، ایران به زیر تیغ تحریم ایالات متحده رفته بود. اما ظهیری موفق شده بود محصولات مهرام را به آمریکا صادر کند. او در این باره می گوید: »ما ناچار بودیم محصولات خود را از طریق دوبی به آمریکا صادر کنیم. محموله صادراتی ما ۱۵ روزه با کشتی از دوبی به آمریکا می رسید. یکی از حامیان ما در آن زمان آقای نهاوندیان معاونت وزارت بازرگانی سابق و رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران بود که ما را تشویق می کرد به هر مقدار که شده محصولات مهرام را به آمریکا و کانادا صادر کنیم. محموله های صادراتی مهرام در بندر لس آنجلس در غرب آمریکا از کشتی تخلیه و از آنجا میان فروشگاه های معتبر آمریکا توزیع می شد و مشتریان پروپاقرصی هم داشت.»

راز موفقیت

مرحوم ظهیری در مصاحبه ای گفته بود:«اگر هر کس برای خودش، هدفی را معین کند و با آن هدف همچنین پشتکار و صحت عملداشته باشد می تواند موفق شود. بنابراین اگر برای من در کار تولید، موفقیتی حاصل شده ناشی از این سه عامل است.» روحش شاد و یادش گرامی باد.

منابع:

۱- گفتگوی مرحوم شاهرخ ظهیری با عصر ایران

۲- زندگینامه شاهرخ ظهیری در تجارت نیوز

 

 

نظر شما